وبلاگ چیتا وب


blog post
استارتاپ یک ایده خلاقانه سازمانی است که مدتی شروع به توسعه و پیشرفت کرده است که در آن موفقیت تضمین شده ای وجود ندارد. به عبارت دیگر، استارتاپ‌ها همواره با حوزه‌های ناشناخته و آزمایش و خطا مواجه هستند که توسط چندین سرمایه گذار یا یک فرد اداره می شوند...

اصطلاح استارتاپ در طول چند سال گذشته با افزایش چشمگیر توصیف سرمایه گذاری های جدید روبرو شده که در کشورها، سازمان ها و نهاد هایی که دراین رابطه فعالیت می کنند متفاوت تعریف شده است .
استارتاپ سازمانی است که، در جستجوی یک مدل کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر است، تکرار پذیری به این معنی است که این تجارت و سود حاصل از آن و همچنین ارائه خدمات و محصولات را بتوان افزایش داد و بارها تکرار کرد.
استارتاپ یک ایده خلاقانه سازمانی است که مدتی شروع به توسعه و پیشرفت کرده است که در آن موفقیت تضمین شده ای وجود ندارد. به عبارت دیگر، استارتاپ‌ها همواره با حوزه‌های ناشناخته و آزمایش و خطا مواجه هستند که توسط چندین سرمایه گذار یا یک فرد اداره می شوند.
این گونه استارتاپ ها محصولات یا خدماتی را ارائه می دهند که در حال حاضر در بازار وجود ندارند یا در سطح پایینی توسط شرکت های دیگر به بازارعرضه می شوند .
در واقع در مراحل اولیه، هزینه شرکت های استارتاپی برای آزمایش و بازاریابی ایده هایشان بیش از درآمد آن ها است، که این روند کاملا طبیعی است به همین خاطر آن ها اغلب به پشتیبانی مالی نیاز دارند .
از آن جا که استارتاپ ها نرخ شکست بسیار بالایی دارند سرمایه گذاری در آن ها ریسک بسیار بزرگی است، زمانیکه موسسان استارتاپ ها با فرضیاتی روبرو شوند که اشتباه است،( اتفاقی که اجتناب نا پذیراست ) نتیجه ، یک بحران نخواهد بود بلکه یک فرصت یادگیری است یعنی فرصتی برای تغییر مدل کسب و کار.
درواقع استارتاپ مربوط به تجارت هایی می شود که قسمتی از آن ها با فناوری و تکنولوژی در ارتباط هستند و به طریقی ازاینترنت، وب و موبایل استفاده می کنند و پتانسیل رشد بالایی در جذب کاربردارند.
مرزها و محدودیت های کارآفرینی نه تنها در حال از بین رفتن هستند بلکه این محدودیت ها در حال جایگزین شدن با نوآوری هایی هستند که به هر مرحله سرعت می بخشند این در حالی است که نوآوری با سرعت اینترنت رو به رشد و حرکت است.
شیوه و روش راه اندازی یک استارتاپ که تکنولوژی گرا است نسبت به یک کسب و کار قدیمی بسیار متفاوت است، زیرا این گونه تجارت ها برای رشد سریع طراحی شده اند،با این طراحی، به این معنی است که آن ها می توانند چیزی را به بازار بزرگ تجارت عرضه کنند که باعث افزایش چشمگیر سود آن ها شود، با این حال یک شرکت پنج ساله قدیمی هم می تواند به یک استارتاپ تبدیل شود.
تجارت های آنلاین خیلی راحت تر می توانند به یک بازار بزرگ تبدیل شوند به این دلیل که آن ها با زمان جلو می روند، بطوریکه مردم می توانند محصولات مورد نیازشان را بدون اینکه شما از خواب بیدار شوید از وب سایتتان خریداری کنند حتی زمانی که در شهر حضور ندارید.
ویژگی مشخص تجارت های استارتاپی این است که، آن ها توسط این گونه شرکت ها محدود نمی شوند در دنیای تجارت کلمه استارتاپ بسیار فرا تر از شرکتی است که تازه شروع به توسعه کرده است .
استارتاپ کشمکش های زیادی دارد بخصوص در زمینه تامین مالی به این خاطر که سرمایه گذاران زمانیکه خطرات همراه با این گونه تجارت ها را می پذیرند به دنبال بالاترین پتانسیل بازگشت سرمایه هستند، استارتاپ ها نیاز به سرمایه گذاران بزرگ و ریسک پذیر دارند.
ایده های استارتاپی باید به گونه ای باشند که بازار تجارت را جهت سود بسیار بالا هدف قرار دهند در واقع آن ها شیوه سود دهی و بدست آوردن ارزش شرکت شما را توصیف می کنند، ایده های خلاقانه استارتاپ به گونه ای است که می تواند در زمان بسیار کوتاهی جهان را تغییر دهد .
تجارت هایی که فقط با هدف کسب سود ایجاد شده اند مسلما کارکنانی را که تنها برای پول کار می کنند را جذب می کنند، اما تجارت های استارتاپی توانایی و خلاقیت افراد را در نظر می گیرند، پس اگر شما یک ایده بسیار بزرگ و عمیق در ذهن دارید که تنها هدفش کسب پول نباشد استارتاپ به شما کمک خواهد کرد که ایده خود را به اجرا درآورید.
در کنار رشد سریع و نسبتا ارزان، امکانی که نرم افزار و فناوری به این کسب و کارها می دهد Scalabity است، که مقیاس پذیری یا گسترش پذیری ترجمه شده است. مقیاس پذیری یکی از مهمترین شرط‌های یک استارتاپ است :
نا متناسب بودن رشد بالای یک کسب و کار، نسبت به هزینه‌های آن، مقیاس پذیری نام دارد.
کسب و کارهایی که مقیاس پذیر نیستند، معمولا خیلی زود به سقف میخورند، استارتاپی مانند اینستاگرام را در نظر بگیرید که از صفر تا 30 میلیون کاربر را در 24 ماه طی کرد، ارزش یک میلیادر دلاری را از فیسبوک گرفت، ولی کلا 13 تا کارمند بیشتر نداشت. هزینه های اینستاگرام نسبت به رشد و تعداد کاربرانش بسیار ناچیز بود یا استارتاپ واتس اپ، که 450 میلیون کاربر جذب کرده بود، به قیمت 13 میلیادر دلار فروخته شد و 50 تا کارمند بیشتر نداشت. این شرکت‌ها مقیاس پذیر‌ اند، و دقیقا ارزش بالای آنها هم بخاطر مقیاس پذیری آنها است.
در گذشته زمان لازم برای تولید و عرضه محصول چند ماه یا حتی چند سال در نظر گرفته می شد برای اینکه استارتاپ ها برای به اجرا درآوردن ایده و تصورات سرمایه گذار استارتاپ مطابق با نظرات مشتری به زمان و تحقیق زیادی نیاز داشت، بطوریکه تمام مشخصه هایی که آن سازمان در نظر داشت در طراحی محصول اعمال می شد مدتی بعد متوجه شدند بسیاری از مشخصه ها اضافی اند و مشتری نیاز ندارد، در حال حاضر استارتاپ ها شیوه ی جدیدی را برای تولید محصول در پیش گرفته اند بجای حداکثر تعداد مشخصه کمترین تعداد را در کوتاه ترین زمان ایجاد می کنند، اینگونه می توانند اولین نسخه محصول را در کوتاه ترین زمان ممکن به مشتری عرضه کنند.
دلیلی که شور و شوق زیادی در ایران پیرامون مباحث استارتاپی است، جمعیت بالا، تحصیل کرده و جوان، به علاوه نفوذ اینترنتی بالای این کشور نسبت به کشورهای منطقه است، امیدواریم موفقیت آنها باعث انگیزه بیشتر در نسل بعدی از کارآفرینانی شود که صرفا به کارمندی و یا داشتن یک کسب و کار کوچک قانع نیستند.

  • این مطلب را به اشتراک بگذارید

about author

محدثه قاسمی

SEO at cheetahwen.ir

فارغ التحصیل مهندسی صنایع، مترجم و متخصص در زمینه تجارت الکترونیک و بازاریابی نوین

دیدگاه ها

دیدگاهی بگذارید: